خرید بک لینک

ما ادما یاد گرفتیم با درد و بدبختی هامون کنار بیایم ...یاد گرفتیم سکوت کنیم ...سکوت ن به معنای فریاد ...سکوت از روی ناچاری و تسلیم شدن .....

البته ی معنی دیگه هم میتونه داشته باشه ....ولی .....


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29

دوستت دارم

جوری ک نمیدانی

نمیشناسی

درک نمیکنی

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29

مینویسم درد

تفسیرش با تو

همدمم اشک و آه

تقصیرش با تو

میشکند دل

گناهش پا تو

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29

اولین ها همیشه خوبن ...اصن همه اولین ها زیبان ...چ فرقی میکنه شئ باشن یا انسان یا حیوان ....فقط خوبن

همین

یا حق !

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29

خیره به آسمان انتظار به کوهها ...دشتها موج های پریشان ...شوم ک چ ؟! به شوق لحظات هرگز نیامدنت فنجانهای قهوه را پر و خالی کنم ک چ ؟! ثانیه های درد را در حسرت خاطرات ورق خورده و پوسیده و غبار گرفته سر کنم ک چ ؟! به چیزی بیشتر از توهم بودنت نیاز دارم

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:59

حوای درونم عجیب میل به ماندن دارد به شوق عطر سیب هم ک باشد هزاران بار رانده شدن را به یک لحظه نفس کشیدنت ...نگاهت ... ترجیح میدهم

آغوش بگشا ک من...ماندنی ترین ...با وفاترین حوای عصر خود هستم ...مرا از چ ماندنها و بودن ها نترسان ...میلاد من با تو آغاز شدن ست . با توام...با من بمان ...بگذار دستانِ عشق نگارنده این حدیث باشد ...با پای عشق قدم بردار ....من هستم تا همیشه ...تا ابد

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:59

من به تو خندیدم؛چون که می دانستم؛تو به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدی؛پدرم از پی تو تند دوید؛و نمی دانستی باغبان باغچۀ همسایه؛پدر پیر من است؛من به تو خندیدم؛تا که با خندۀ خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم؛بغض چشمان تو لیک؛لرزه انداخت به دستان م

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:59

کتیبه های ماندگار

راز هزاران غربت و خاطره

در درون خود نهفته دارند

میدانم

میدانم

خواهی آمد

و با لبانی معجزه گر

بر پیشانیِ به خاک نشسته انتظار بوسه خواهی زد


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:00

باز هم همان جمله
همان تکرار همیشگی
همان احساس ک در پایان هر انتظار
در شبهای هراس
به امید طلوعی دیگر
مینویسم
" شب ست و دیر وقت
بجز دوستت دارم باقی کارها بماند برای فردا "

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:00

عقل ساز رهایی میزند و دل سیم های پوسیده منطق را با بغض آرام تکان میدهد ..و اینچنین شد ک در گیرودار جدال بین عقل و احساس فهمیدم خوشبختی را گُم کرده م ...میروم و بازمیگردم مسیری را ک بارها پیموده م در لحظات و ثانیه های بی حوصله گی ...و من دانستم و ب

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:00

ی شبایی با اهنگ خوابم یا بیدارم گوگوش میخوابیدم ...در بستری ک هنوز بوی عطر تنت برام حکم لالایی رو داشت ...آروم و با امنیت کامل خودمو به تو میسپردم و چشام رو میبستم اما الان روزها و شبام تکراری شدن ...تو اونور جاده ای من اینور...هر کاری میکنم بهت نمیر

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:38

باز میشه این در

صبح میشه این شب

صبر داشته باش

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:38

شب ست و تبِ انتظار

فانوسِ روشنِ دیدگانت را

کنارِ پنجره دل بگذار

من ُ دست ُ دل ُ زانوانِ خسته م

پشت آشیانه عهد و پیمان

بَست نشسته ایم

آرزو میکردم ک روز در آسمانِ آبیِ بی تکرار

همچنان خورشید را به آغوش احساس بکشد

چ کنم اما ....

شب این قاطع ترین حضورِ

هرگز عهد و پیمانش را با ستاره گان نمیشکند

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:38


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:23

نبودنت هوای غریبی بود مثل پاییز تلخ و دردناک با تنم نساخت ...سخت جانکاه ...و بیمارگونه جسمم رو تا قعر جهنم کشوند از طریق تور هوایی ثبت نام کردم .. مادرم انگشت اشاره ش به سمت حضرت عباس بود ........ولی مگه اونا این توانایی رو دارن ک این زخم عمیق رو

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:23

عجب سوزی داشت

مکیدن هوا

در آبشش ماهی .

از دست و پا زدنش هایش

در سطلی ک

دست به دست میگشت

معلوم بود .


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:22

طرحی تب آلود

در ذهنمان تنیده بود

هنگام برخاستن

فارغ از

درد

درد

درد

فقط عبور کردیم

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:22

رستگاری قصه دیروز بود

و اما امروز ...

باید به آغوش کشید

استخوان های پوسیده زندگی را

تا رها شدن !

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:22

رستاخیزِ من اینجاست

همین نزدیکی ها

جایی ک زمین

گنجینه خاطراتِ مرا

زیرِ جامه کهنه و تیره ش

پنهان میکند


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:22


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:22

دلتنگی یعنی

همه هستند

جز اونی ک باید باشد

یعنی هر شب

در بسترِ سرد خاطرات

اشک هایت را به آغوش بکشی

غرق در آسمان شب

در سکوتی تلخ فریاد بزنی

کجایی لعنتی !

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:22

افکارم درد دارد

از آن دردها

ک نمیدانی

نمیشناسی

ک در هیچ

حرف و کلامی

دایره المعارفی

جا نمیشود

معنا نمیشود




برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:22

تا زنده ای شکوفه بزنگل کنبهار شوکسی به میوه های درختی که پای گور قد کشیدهمحل نمی دهد رسول ادهمی

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:59

تو راست می گفتیتکرار، بلای جان هر آغوشی ستآن روز هاما فقط برای هم حجم بودیمو تمام دوستت دارم هاحرف بودندبگذریم...خواستم بگویماولین شب تنهاییزیاد سخت نبوددارم بدون تو صبحانه میخورم رسول ادهمی

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:59

عجب سمفونی شده

ضربِ پایِ حروفِ خسته و فنجانِ قهوه

بر میزی ک از سقفِ پاره دل

در بیحوصله گی هایم شعر میشود

و تو باز میگویی ...

....شاعرم !

من فقط ترا میگویم....ترا میخوانم

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:23

آه...ای زیباترین حسِ دنیا

مرا از بن بستِ کوچه های

دلتنگی...برهان

خاطره ها بیرحم تر از تو هستند

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:23


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:23

بر فراز بلندترین

ایستگاه جغرافیایی ایستاده م

انعکاس صدایم را هم دور زده ای

ک بازتابش به خودم هم بر نمیگرد ؟!!

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:23

فانوس امید را

بر بلندترین شاخسار زندگی

آویزان کرده م

مینشیند لبخند بر لبانی ک

از لمسِ تشنگیِ سراب

تمام مسیرها را تا جهنم پیمود


برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:23

صفحه بندی